برنج در ایران (قسمت سوم)

مزارع برنج متوسط (بیش از ۱٫۵-۲ هکتار) و املاک بزرگ که صاحبان آن روی آن زمین ها  کار می کنند، مجبور به استفاده از نیروی کار مهاجرها شدند. کارگران بی زمین و کشاورزان با زمین های کوچک بخش کمی از نیروی کار را تشکیل می دادند؛ بقیه نیروی کار متشکل از کارگران خارج از استان های شمالی استخدام می شدند.

از اواسط قرن نوزدهم، مهاجرت اصلی زمانی رخ داد که زمینه های برنج برای کاشت آماده می شدند. هر زمستان دهها هزار نفر از روستاهای خود را در شرق آذربایجان (به ویژه در مناطق اطراف اردبیل و کلکل) ترک کرده و در تیم های کامل در زمین های پست استان های شمالی در زمین های برنج مستقر می شدند. این مهاجرت ها امروزه به دلیل استفاده از روش های کشت و برداشت ماشینی و جذب بازارهای جدید کار در تهران و دیگر شهرهای بزرگ کاهش یافته است.

علاوه بر همسران کشاورزان برنج فقیر تر، پیوند زدن و وجین کردن هنوز توسط زنانی که از مناطق محروم هستند و یا زنانی که از مناطق دامداری در کوه های شمال می آیند، انجام می شود.

تحت قرارداد از شش تا هشت هفته، این خانم های کمکی مانند مردان استخدام شده به آنها اتاق، ، مقدار ثابت برنج و همچنین پول، و گاهی اوقات مقداری پارچه برای جایگزینی لباس های خراب شده شان توسط کار کثیف و خسته کننده، می دهند. بخشی از محصول برنج که توسط کشاورزان فروخته می شود، از طریق شبکه بازاریابی بسیار متراکمی در استان های شمالی عبور می کند. معامله گران خرید برنج ایرانی (الاف) در بازار های هفتگی و در بزرگ شهرها و شهرها جایگاه مهمی دارند. آنها اغلب با خرید محصولات کشاورزی قبل از برداشت سود می کنند (سلف خری).

در سالهای آخر حکومت محمد رضا شاه، مقامات تلاش کردند مجموعه های خرید برنج ایرانی را در تعاونی های روستایی متمرکز کنند. این تلاش های زیاد با موفقیت چندانی رو به رو نشد، زیرا بسیاری از کشاورزان فقیر به معامله گران خصوصی بدهکار بودند، در حالی که کشاورزانی که وضع شان بهتر بود ترجیح می دادند که مازاد برنج خود را ذخیره سازی کنند تا آنها را در بهترین زمان در بازار آزاد به فروش برسانند.

انواع برنج در ایران

اطلاعات کافی برای تهیه یک طبقه بندی جامع از انواع و زیر شاخه های برنج در حال پرورش در ایران وجود ندارد. در آغاز قرن نوزدهم، رابینو و لافونت در گیلکی و مازندرانی ۶۰ زیر شاخه از برنج نام بردند که در پنج دسته اصلی بر اساس اندازه و شکل دانه ها برای خرید برنج ایرانی قرار می گیرند، که شامل:

کمپا (کوتاه و ضخیم)، رسمی (طولانی و پهن تر)، به ترتیب درازا و ضخامت انبربو و مولای و صدری.

به غیر از مولای که گفته می شود یک زیر شاخه از نوع صدری است، این نوع های مختلف هنوز از دسته بندی های اصلی محلی هستند. انواع مختلف برنج که از نظر سایز بین برنج های کمپا و صدری هستند و از آغاز قرن بیستم در استان های شمالی رشد یافته و در حال حاضر شایع هستند عبارتند از:

قریبا، حکمت، حسنی، اقایی و بینیام.

ویژگی ای که باعث می شود کشاورزان قادر باشند گونه های مختلف برنج را در هنگام خرید برنج ایرانی تشخیص دهند عبارت است از:

(الف) زمانیکه جوانه های پیوند زده شده نیاز به بلوغ زودهنگام (زودرس یا گرم) دارند. دانه های برنج در ۱۱۰ روز بالغ می شوند اما برنج های دیر رس یا سرد چرخه رشد شان ۱۵۰ تا ۱۶۰ روز است.

(ب) رنگ سبوس (فل به زبان گیلکی و اوج به مازنی)، به رنگ های سفید، سرخ ، سیاه و به ندرت زرد.

(پ) دم داشته باشد یا نه و رنگ آن زرد و مشکی و غیره باشد.

زیر شاخه ها معمولا با شناسایی ویژگی های متمایز آنها مشخص می شوند. به عنوان مثال، برنج رسمی دم دار زود رس دارای پوسته سفید و خوشه است. نامهای دیگر به ریشه های جغرافیایی یا تاریخی اشاره دارند. به عنوان مثال، زیر شاخه کمپای شیراز دم دار احتمالا از شیراز وارد شده بوده، و این گونه ممکن است نام خود را از پادشاهی باستان هندو چینی کمپا گرفته باشد.

اصطلاح عمومی صدری، مقام وزیر بزرگ ایران، میرزا آقا خان نوری صدر اعظم را به ذهن می آورد. این شخص در سال ۱۸۵۰ این گونه برنج را به گیلان معرفی کرد. اصطلاحات دیگر برای برنج به شکل آن اشاره می کند مانند: خنجری که به شکل خنجر است، انبر بو که به بوی آن اشاره می کند و شکری که به طعم آن اشاره می کند.

یک کشاورز برنج سه تا شش زیر شاخه از برنج را در یک سال می کارد. انتخاب براساس سه عامل است:

مقدار آب مورد نیاز زیر شاخه، قرار است به مصرف محلی برسد یا روانه بازار شود، و بر اساس فصل.

در مقایسه با انواع گرم، آنهایی که سرد هستند، عملکرد بیشتری دارند اما نیاز به آب بیشتری دارند؛ آنها باید شش یا هفت بار آبیاری شوند در مقایسه با چهار یا پنج بار. زیر شاخه های اخیر که بیشتر آنها دانه های بلند هستند، در مناطقی که آب فراوان است کاشته می شوند. به طور سنتی، برنج صدری در دلتای سفید رود پرورش داده می شود. در حالیکه گونه های کمپا و گونه های متوسطه در مناطق همجوار مازندران، گرگان، فومنات و تالش که تامین آب در آن محدود است کشت می شوند. عامل دوم مقصد محصول است.

صدری و مولای به فروش مي رسند (دانه هاي آنها در طول پخت و پز به هم نچسبیده و طعم خوبی دارد)، در حالی که گونه هاي متوسط (غریبا، حسنی و غیره) و به ویژه کمپا معمولا برای مصرف در خانه نگهداری مي شوند در قالب کته پخته می شوند (زیرا زمانی که دانه ها بخار پز می شوند، به فرمی خمیری در میایند).

قیمت ها منعکس کننده تفاوت های کیفیت هستند، و قیمت برنج صدری دو برابر قیمت کمپا است.

عامل سوم تقویم کشاورزی است، کارها را می توان با ترکیب چندین گونه زود رس و دیر رس انجام داد.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

0

بالا

X