برنج در ایران (قسمت چهارم)

گونه ها و زیر گونه ها با سرعت قابل توجهی ظاهر و ناپدید شده اند. در سال ۱۹۱۰ رابینو و لافونت نوشته اند: ” پنجاه الی شصت سال پیش، گیلان تنها دو نوع برنج برای خرید برنج ایرانی داشت: انبر بو و کمپا” و فقط شش زیر شاخه از صدری هستند و آنها به دم سیاه، دم سرخ و دم زرد که امروزه از بهترین زیر شاخه ها برای خرید برنج ایرانی هستند اشاره نکردند.

در طول دهه گذشته، کمپا به وضوح جایگاه خود را به دلیل وجود زیر شاخه های جدید و بهتر از جمله حسنی، غریبا، آقایی و بینام از دست داده است. عوامل متعددی برای تعیین سرعت این تغییرات وجود دارد. اول از همه، دانه ها به دقت انتخاب می شوند؛ این عامل به نظر می رسد در سراسر جهان اتفاق می افتد، زیرا کشاورزان برنج، ” تمایل به کشت هر گونه برنجی دارند که متفاوت است.” در نتیجه، در صد سال اخیر زیر شاخه های برنج بیشتری مخصوصا در نوع برنج صدری ظاهر شده اند.

دوم، شرایط تولید بهبود یافته است؛ مدرنیزاسیون آبیاری باعث شده است که بتوان در زمین های بیشتری برنج صدری کاشت. علاوه بر این، استفاده از کود های شیمیایی، تفاوت های قابل توجهی را که بین گونه های کمپا و صدری وجود داشت را از بین برده است.

عامل سوم تغییر الگوهای مصرف غذا است. حتی در منطقه شمال هم ،مردم بیشتر و بیشتر با خرید برنج ایرانی، چلو را از دانه های بلند یا متوسط به جای کته که به طور سنتی با کمپا تهیه می شده و بدون شک اولین نوع برنج در گیلان بوده است ، تهیه می کنند.

 کشت

از آنجاییکه منابع موجود برای ارائه گزارش کامل درباره تنوع منطقه ای در داخل کشور کافی نیستند، تکنیک های مورد استفاده برای رشد برنج و در نتیحه خرید برنج ایرانی در مناطقی که اطلاعات کافی درباره آنها موجود است به ویژه گیلان مشخص می شود، توضیح داده می شوند.

مشکل اصلی در چرخه رشد برنج، تامین آب است. به عنوان مثال، در فومنات، حدود ۹۰۰۰ متر مکعب آب در هر هکتار شالی مورد نیاز است، به عبارت دیگر ۹۰۰ میلی متر بارش، مورد نیاز است. بارش در ماه های آوریل تا اوت، در طول فصل رشد برنج، فقط به ۳۵۰ میلی متر می رسد و حتی در مناطق که دارای بارندگی هستند نیز آبیاری ضروری است.

در استان های شمالی، آب برای سیستم آبیاری به طور سنتی از سه منبع تهیه می شود. در جریان آبهای متعدد، سدها متشکل از شاخه ها برای انتقال آب به سمت کانال اصلی ساخته شده اند که سپس تقسیم شده و به تعداد زیادی مجرای کوچک تقسیم می شوند. آب برای آبیاری نیز از چشمه به لبه زمین می آید.

در سال ۱۹۷۳، در مناطق تالش و فومنات، ۲۰ درصد از مزارع برنج  خود را از این طریق آبیاری می کردند. سیستم های آبیاری مدرن از اواخر دهه ۱۹۵۰ در منطقه سفید رود به تدریج نصب شده اند. تامین منظم آب از سد منجیل و تریک به شبکه کانال های اصلی زمین های گیلان می ریزد.

در اواخر دهه ۱۹۷۰، برنامه های مدرن آبیاری در مرکز مازندران و همچنین در غرب و شرق گیلان مورد مطالعه قرار گرفتند. آبیاری سازماندهی شده هنوز هم یکسان است، صرف نظر از اینکه آب از طریق کانالهای سنتی یا مدرن تامین می شود. یک میراب، با کمک یک میراب شاگرد ، نظارت بر توزیع، نگهداری و عوامل دیگر مربوط به آب دارند. میراب برای اداره آب کار می کند که مالیات آبیاری را با توجه به منبع آب تغییر می کند را می گیرد.

در سایر نقاط ایران تنها با خوب آبیاری کردن زمین می توان برنج کاشت. در منطقه اصفهان، شالی در آبادی های بالایی مانند لنجان کاشته می شوند. این آبادی ها مزایای مقررات سنتی مربوط به توزیع آب از زاینده رود بهرهمند می شوند. زمین های برنج عمدتا از جریان های آب و رودخانه ها (ارس، سفید رود، زاینده رود ، کر، كارون، دژ، كركا و غيره) و بعضی وقت ها از چشمه ها (در مناطق بیضا و ابرج از جلگه مرودشت) آب مورد نیاز خود را تامین می کنند.

برنج در طول چرخه پیچیده رشدش آبیاری می شود. معمولا در طول مراحل مقدماتی در زمین و همچنین پس از پیوند، وجین کردن و مراقبت، شالی ها آبیاری می شوند.

وظایف مربوط به آماده کردن زمین برای کشت (بیجار، بجار) از زمستان تا اوایل بهار طول می کشد و متشکل از، شخم زدن مزرعه سه بار و به طور سنتی با یک شخم کوچک (گیلک کول، گزمه) که توسط یک گاو و یا در شرایط خاص توسط یک اسب کشیده می شود، می باشد.

از ۱۹۶۰، ماشین های شخم زنی با تیغه های ژاپنی در زمین های کشاورزی ظاهر شده اند. با این حال، این تکنولوژی در برخی مناطق بیش از مناطق دیگر مورد استفاده قرار می گیرد. در نزدیکی رشت، در روستای دلتا که مورد مطالعه قرار گرفت ، ۹۹ درصد از کشاورزان در سال ۱۹۷۳ از این ماشین ها استفاده می کردند، در حالی که در فومنات، لاهیجان و دیگر نقاط تکنیک های سنتی هنوز هم وجود داشت. پس از دومین شخم زدن، مرز بندی با بیل های بلند (گربز، کلیک) که روی مرزهای کوچک هستند و آب ها را در زمین نگه می دارند، انجام می شود.

درست بعد از شخم سوم، زمین جهت شکستن زمین گلی با چنگک صاف می شود. این عملیات که اسمش پیش کاوی است نام خود را از دستگاه مورد استفاده برای انجام این کار می گیرد: یک تخته پلاستیکی که توسط گاو کشیده شده و مجهز به دسته ای است که کشاورز می تواند چنگک را کاملا محکم در برابر زمین نگه دارد. ابزارهای مختلف دیگری برای پایان دادن به چنگک زنی استفاده می شود. پس از آن زمین کود دهی می شود و کود های شیمیایی همراه با مواد سنتی (، کود های سبز، خاکستر، کود از گاو و مرغ، و غیره) در این عملیات استفاده می شوند. در آغاز بهار، دانه ها خیس می شوند و سپس برای جوانه زدن در گونی و یا در سبد های برنجی نی (چیپی) در پرتو نور ایوان خانه ها آویزان می شوند.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

0

بالا

X