برنج در ایران

تاریخ:

اطلاعاتی که برای تعیین دقیق دوره زمانی ای که کاشت و خرید برنج طارم هاشمی در طول ساحل دریای خزر و در فلات ایران به وجود آمده بوده باشد، وجود ندارد؛ با این حال، با استفاده از گفته های ولف، شواهد مربوط به موقعیت براین فرض است که برنج، در سرزمین های اسلامی به طور گسترده رشد نکرده بوده و یک تازه وارد بوده است. ولف این فرضیه را با استدلال های زیر پشتیبانی می کند:

الف) هیچ کلمه ای برای برنج در اوستا وجود ندارد.

ب) نویسندگان یونانی، به ویژه ارسطو، که با الکساندر همراهی داشتند و توسط استراگو نقل شده بودند، درباره کشت برنج در بابل، سوزانا و باکتریا نوشتند اما نه در فلات یا در استان های خزری.

پ) مسافران چینی در طول دوره ساسانی، کشت برنج را در فارگانا و پارتیا ذکر نمودند اما نه در خود پرشیا.

ت) اولین نوشته های نویسندگان ایرانی که مربوط به گزارش کشت برنج است به تاریخ قرن دوم/هشتم بر می گردد.

این استدلال ها، در حالی که به عنوان زمینه ای برای یک فرضیه قابل قبول عمل می کنند، اما قابل اثبات نیستند. منابع ذکر شده توسط لافر برای نتیجه گیری بدون شک درباره رشد نکردن برنج در دوره های هخامنشی و ساسانی بر روی فلات و یا در استان های اطراف خزر، بسیار مختصر هستند.

علاوه بر این، چرا کشت برنج، که از هند به سمت سواحل شرقی مدیترانه قرن ها پیش از دوران مسیحی گسترش یافت، به این مناطق نرسیده باشد؟ نویسنده های نقشه برنج در اطلس محصولات غذایی (ص. ۳۵-۳۶) اظهار می کند که برنج در قرن چهارم در استان های اطراف خزر ایران رشد می کرده.

بدون در نظر گرفتن این که برنج چه زمانی وارد ایران شده، دو مورد اثبات شده می باشند. اول، هر دو نوع برنجی که در منطقه رشد کرده و اصطلاحات مربوط به کشت برنج، شواهدی هستند که کشاورزی برنج از جنوب شرقی آسیا و شبه قاره هند به ایران رسیده است.

برنج اصطلاح عمومی اش از زبان سانسکریت ویریحی است.  علاوه بر این، تمام انواع برنج رشد کرده متعلق به گونه اریاز ساتیوا که منشا آن در جنوب شرقی آسیا است. دوم، کشت برنج و سایر محصولات استوایی مانند پنبه، نیشکر، پرتقال و زردآلو در پاسخ به رشد تفاضای شهری در زمان خلیفه اول رونق گرفت.

منابع از قرن هفتم و سیزدهم میلادی ایران معتقدند که برنج در آذربایجان، فارس (در نزدیکی کربال، فیروز آباد و غیره)، خوزستان (پتروشفسکی، ص. ۵۰۰-۰۱) و استانهای خزر، بسیار رشد کرده اند. مناطقی که هنوز زمینه اصلی تولید برنج هستند.

تولید:

در حال حاضر برنج در تقریبا تمام استان های ایران رشد می کند. در سال ۱۳۶۱/۱۹۸۲، ۳۹۷۰۰۰ هکتار، حدود ۲٫۵ درصد از کل زمین های کشاورزی، برای برنج مورد استفاده قرار گرفته اند. زمینه های شالی کاری حدود ۵۲ درصد از زمین های کشاورزی در گیلان، ۱۶ درصد در مازندران، ۳ درصد در فارس و کمتر از ۱ درصد در سایر نقاط کشور را تشکیل می دهند.

کشاورزی برنج در مناطق خشک به دلیل آب و هوای نامطبوع آن  بسیار کم صورت می گیرد. کشاورزی محدود به چند منطقه با آب و هوای مناسب با میزان آب کافی می باشد مانند پایین ارس و در دره های قزل ازون، جلگه های بالایی اصفهان، چند جلگه در خراسان و سیستان بلوچستان، بخش های مختلف دشت های آبرفتی خوزستان، به ویژه مناطق باتلاقی دشت میسان که توسط رود کرکا آب رسانی می شوند، دشت مرودشت و دیگر آبگیر های فارس، استانی که رشد این محصول در سال های اخیر به طور چشمگیری گسترش یافته است (۱۲۰۰۰۰ تن شالی در ۱۳۶۱ شمسی و ۱۹۸۲ میلادی).

تولید برنج در سال ۱۳۶۱ ش و ۱۹۸۲ م در استان های اطراف دریای کاسپین متمرکز شده است که حدود ۸۵ درصد محصول کل کشور را تولید می کند. به دلیل بارش های فراوان باران ۱۲۰۰-۱۰۰ و ۹۰۰ میلی متر در پستی زمین شبکه متراکم رودخانه ها و جریان های آب، تنها این استان ها آب کافی برای کشت این محصول را دارند.

اگرچه شرایط در این استان ها مطلوب است، اما شرایط طبیعی در گیلان و مازندران در مساعد ترین شکل نیست. به این دلیل که آب و هوای سرد زمستانی فصل رشد را به یک بار در سال  در بهار و تابستان که دما کمتر از ایده آل برای جوانه زدن برنج و بالغ شدن آن است، محدود می کند.  علاوه بر این، در مناطقی کوچک مانند فومنات، آبیاری سنتی نمیتواند عدم بارندگی کافی را جبران کند.

گیلان تا همین اواخر اولین تولید کننده و خرید برنج طارم هاشمی در ایران بود که هر سال بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از برداشت ملی را تولید می کرد، اما در سال ۱۳۶۱/۱۹۸۲، مازندران از این استان پیشی گرفت. گیلان با تنها  ۴۲۹۰۰۰ تن برنج از مزارع شالی به دست می آورد در حالیکه استان همسایه او ۴۹۱ هزار تن تولید می کرد.

در گیلان، تقریبا تمام زمین های پایین دسته، آبیاری شده برای کاشت برنج استفاده می شوند؛ در نوارهای آبرفتی کمی بالاتر از زمین، ساکنان با ساختمان های پراکنده بین زمین های غیر کشاورزی و تکه های جنگل گسترش می یابند. تقریبا دلتای سفیدرود در ناحیه لاهیجان ۶۰ درصد از تولید کلی این استان را تشکیل می دهد. در حالی که در دشت های حاشیه ای شرقی و غربی، برنج با محصولات تخصصی مختلف دیگر ترکیب شده است.

تا همین اواخر، مازندران بعد از گیلان دومین رتبه را پذ تولید و خرید برنج طارم هاشمی داشت و قبل از اینکه رتبه نخست را از سال ۱۳۶۱ / ۱۹۸۲ به دست آورد، ۳۵تا ۴۰ درصد کل محصول ایران را به تولید می کرد. در نیمه غربی این استان، برنج محصول اصلی و مرکبات از رامسر تا چالوس با غلات، خربزه، آفتابگردان و غیره محصولات اصلی هستند.

در مرکز مازندران، جایی که دو ناحیه از آمل و بابلقرار دارند تقریبا نیمی از تولید برنج این استان را بواسطه مجموعه های تولید برنج همانند مجموعه عطر برنج  تشکیل می دهند. به سمت شرق که آب و هوا خشک تر می شود، زمین های شالی پراکنده شده و کاشت پنبه و گندم بیشتر می شود. دشوار است که بدانیم که آیا افزایش اخیر در برداشت برنج مازندارن یک ترکیب غیر معمول از شرایط را نشان می دهد یا خیر.

ارسال یک دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

0

بالا

X